سبحان آقا میشود
سلام فرشته کوچولوی من 
چند روز پیش بعد از اینکه کلی مراقبت بهداشتت عقب افتاده بود رفتیم بهداشت واسه کنترل دو سالگی که شما هی با کنجکاوی می پرسیدی اینجا کجاست ؟ این کیه ؟ اون چیه ؟ و کلی سوال گوناگون
قدت 60 سانت بود و وزنت 13 کیلو و خانوم بهداشت هم کلی راضی بود و میگفت هم قدش خوبه هم وزنش اما شما از همه بیشتر حواست به در و دیوار مرکز بود .
چند روزی میشه که با هم رفتیم آتلیه و ازت عکس گرفتیم برعکس تصورات من که فکر میکردم همکاری نمیکنی اما چنان ژست میگرفتی و برا دوربین می خندیدی که نگو و نپرس . دو تا عکس شیک ازت گرفتیم که به محض تحویل گرفتن تو وبت میذارمشون و 6 تا سه در چهار واسه دفترچه بیمه ات آخه پسرم دیگه بزرگ شده و دفترچه اش باید عکس داشته باشه مبارک باشه گلکم .
امروز با بابایی بردیمت مهدکودک تا با محیط آشنا بشی مهد کودک دارا و سارا با کلی تجهیزات از همه بیشتر شهرک ترافیک و استخر ماسه و استخر آبش چشمت رو گرفته بودی به طوریکه به زور آوردیمت بیرون تصمیم گرفتیم از اول مهرماه بذاریمت مهد که هم من خیالم راحت باشه هم مامان جون استراحت کنه و خدا روشکر شما هم محیط اونجا رو دوست داشتی اول که رفتیم یه عروسک میگ میگ اونجا بود که ازش ترسیدی اما بعدش باهاش دوست شدی و باهاش عکس گرفتی در اولین فرصت عکست رو با میگ میگ میذارم .
هم اکنون در پروژه پوشک به سر میبریم و داریم باهات کار میکنیم بلکه بلاخره دستشویی ات رو بگی .
راستی تا یادم نرفته باید بگم عشقت کارتون بره ناقلاست که بهش میگی ببعی ناگلا


نفسم دوستت دارم یه دنیا 
عاشقتم 


سبحان آقا میشود
